محمد قنبرى
568
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
بيشتر از سى سال داشته است . كلينى دو سال آخر عمر خود را در بغداد به سر برده و چون ابن قولويه از شاگردان كلينى در شهر رى بوده مىتوان سن او را در هنگام شاگردى چيزى ميان 20 تا 30 سال تخمين زد . محمد بن احمد بن عبداللَّه صفوانى در سال 358 وفات يافته است يعنى تنها 29 سال بعد از كلينى حيات داشته است . لذا به طور معمول نمىتوان در هنگام شاگردى در محضر كلينى ( 327 ق ) نوباوه يا نوجوان باشد . محمد بن ابراهيم نعمانى وفات يافته در بعد از سال 342 ق در بغداد نزد كلينى تلمذ كرده و در اين هنگام على الظاهر نوجوان يا نوباوه نبوده است . هارون بن موسى تلعكبرى متولد سال 291 ق « 1 » و متوفاى سال 385 ق بوده است . سن او در هنگام وفات كلينى 38 سال بوده و چون در بغداد به محضر كلينى آمده لذا در زمان تلمذ ، نه نوجوان بوده و نه نوباوه بلكه مردى در كمال سن و پختگى علمى بوده است . 4 . آقاى بهبودى نوشتهاند : « زادگاه خود را پشت سر گذاشت . . . به بغداد رفت . در بغداد سرى به كرخ كه مهد تشيع و مركز تحقيق و تتبع بود زد و آنجا را براى عرضهء كتاب كافى صالح نديد . از جسر بغداد گذشت ، و در مركز اهل سنت خانهاى اجاره كرد ، و به مسجد محل رفت ، و جزوههاى كتاب كافى را روى زمين چيد . . . » اينگونه مسافرتها و نظم و ترتيبى كه در مورد آن گفته شده در هيچ مأخذ قديم يا جديد ديده نمىشود . پيش از اين ديديد كه ما بر اساس ملاك ، مولد ، موطن و مسكن شيوخ كلينى و شاگردان او معتقد به مسافرتهاى متعدد ايشان هستيم بويژه كه بعضى از بزرگان دانشمندان قديم نيز كلينى را به سفر براى كسب حديث و در جستجوى علم توصيف كردهاند . اما آنچه آقاى بهبودى مىگويند : « ايشان در بغداد سرى به محلهء شيعهنشين كرخ زد اما آنجا را براى عرضهء كافى صالح نديد » دقيقاً بر خلاف آن چيزى است كه در
--> ( 1 ) . طبقات اعلام الشيعه القرن الرابع ، ص 329 .